محمد تقي جعفري

190

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قسمت دوم ، آن دسته از احكام است كه بازگو كنندهء ضرورتهاى زندگى فردى و اجتماعى بشر بوده و ضرورى بودن آن احكام اختصاص به زمان و موقعيّت معيّنى ندارد ، مانند وجوب عمل به تعهّدها ، برگرداندن امانت به صاحبان خود ، لزوم مزد براى كار و امثال اين احكام ضرورى . معناى زوال اين قسمت از اجزاء اسلام از جامعه ، آن نيست كه آن احكام ضرورى بكلَّى از جامعه حذف شود ، بلكه مقصود اينست كه عمل به آن احكام به انگيزگى جلب سود و دفع ضرر شخصى صورت مىگيرد كه حتّى جوامع غير اسلامى و ضدّ اسلامى هم انجام مىدهند . به همين جهت است كه نمىتوان عمل مزبور را داراى ارزش در « حيات معقول » اسلامى به حساب آورد . قسمت سوم ، آن احكام و تكاليفى است كه به گذشت از لذائذ و تحمّل زحمات و حتّى به فداكارىها و گذشت از جان نيز نيازمند است مانند نماز و روزه و حجّ و ديگر عبادات و جهاد و اخراج حقوق مالى از ثروت و امثال امور مزبوره . اين قسمت از اجزاء مجموعهء اسلام ممكن است بكلَّى زائل شود و ممكن است فقط اسم و تشريفاتى از آنها باقى بماند كه در هر صورت ، جامعه اگر به آن حال برسد داراى محتواى اسلام نخواهد بود . سپس امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : خداوند سبحان بشما ظلم نمىكند . در آيات قرآن مجيد ، نفى ظلم از خداوند متعال با سه نوع بيان آمده است : نوع يكم ، آياتى است كه صريحا بيان مىكند كه خداوند ظالم نيست و ذات پاك او مبرّا از ظلم بر بندگانش مىباشد . نوع دوم ، آياتى است كه ظلم را به خود انسانها نسبت مىدهد و مىفرمايد : آنان هستند كه به خود ظلم روا مىدارند . نوع سوم ، آياتى است كه بدون ذكر فاعل مىفرمايد به آنان ظلم نخواهد شد . نمونه اى از آيات نوع يكم بدينقرار است : * ( وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * . ( 1 ) ( و ما به آنان ظلم نكرديم و لكن آنان ظلم بر خويشتن نمودند . )

--> ( 1 ) هود آيهء 101 .